آنچه که در زندگی ما رخ می دهد، آنقدرها تعیین کننده ی شادی ما نیست. بلکه بیشتر نوع واکنش ما به رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد. چند وقت پیش می خواندم مردم هند شاد ترین مردم دنیا هستند و مردم ژاپن دارای بیشترین آمار خود کشی بنابراین ارتباط خیلی زیادی بین اقتصاد وشادی وافسردگی نمی بینم .برای همین شادی رای بدو ن مرز جستجو کنیم وبدانیم شادی مومن در چهره اش و غم او در درونش است.

 


شادی بدون مرز

 زندگی روزانه ما سرشار از فراز و نشیب هایی است که موجب نوسان روحیه ما می گردد. جمله معروفی است که :اغلب مردم تقریباً به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند. 

بر اساس دانسته های گذشته و یافته های جدید، شادی از نیاز های اساسی انسان بوده و حق مسلم همه افراد است. آنچه که در زندگی ما رخ می دهد، آنقدرها تعیین کننده ی شادی ما نیست. بلکه بیشتر نوع واکنش ما به رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد.

امروزه در نتیجه پژوهش های علوم مختلف شواهد و یافته های بسیاری در مورد شادی وجود دارد. این یافته ها نشان می دهند که احساس شادی علاوه بر آن که شیرین و دل انگیز است، وجودش سلامت و عمر انسان را افزایش می دهد و سبب بر قراری پیوند محبت آمیز میان افراد، جلوگیری از آسیب های اجتماعی و رشد و آرامش جامعه بشری می شود.حتی بقای بشر را وابسته به گرایش او به شادی و گریزش از درد دانسته اند.

تحقیقات نشان داده است که شادی، صرف نظر از چگونگی به دست آوردن آن، می تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد.

عوامل شادی آفرین کدامند؟

برخی در پاسخ به این سوال می گویند: نباید عوامل شادی آفرین را مشخص کرد؛چون اگر به شادی بیندیشی، در واقع شادی را از بین برده ای. این سخن،درست نیست،چون اگر انسان برای هر کاری آگاهی نسبی داشته باشد، مسلط تر می تواند آن کار را انجام دهد.کسانی که به دنبال راههای کسب شادی اند، بیش تر از دیگران، فرصت دستیابی به آن را پیدا می کنند.

وضع اقتصادی

شاید در نگاه اول بیش تر افراد، ثروت را به عنوان عامل اصلی شادی نام ببرند. به تجربه ثابت شده است که ثروت به تنهایی شادی نمی آورد. پول طیف وسیعی از نیاز ها را برآورده می کند و در عین حال، به عنوان یک تکیه گاه و کنترل کننده ی رویداد ها عمل می کند. در کشورهای پیشرفته، همبستگی ضعیفی بین ثروت و شادی وجود دارد. اما در کشورهای فقیرتر، این ارتباط قوی تر است.

تفاوت های جنسیتی

مردان و زنان از نظر شادی تفاوت کمی با هم دارند. اما اثر کهولت بر شادی تا حدودی متفاوت است. زنان جوان اندکی شادتر از مردان جوان می باشند، اما زنان مسن، در مقایسه با مردان مسن، از شادمانی کمتری برخوردارند.

رابطه های اجتماعی

رابطه های اجتماعی اثر بسیار زیادی بر شادی و جنبه های دیگر سلامتی دارد و شاید بزرگ ترین علت آن باشد.ارتباط خانوادگی، وضع اقتصادی، شغل، اجتماع و دوستان، وضع سلامتی، آزادی شخصی و ارزش های شخصی.او می گوید که این عوامل به ترتیب اهمیت نوشته شده اند و نتیجه می گیرد که کیفیت روابط ما با دیگران بیش از همه چیز بر شادیمان اثر می گذارد. شواهد حاکی از آن است که ازدواج وزندگی خانوادگی، مهم ترین اثر را بر رضایت و شادمانی دارد. با دوستان بودن نه تنها برای جوان تر ها، بلکه برای افراد پیر نیز مفید است. برخی فایده های با دوستان بودن، ممکن است ناشی از فعالیت های لذت بخشی باشد که آنان برای یکدیگر انجام می دهند یا خود در آن مشارکت می کنند. حمایت اجتماعی دوستان نیز بر سلامتی جسمی و روانی اثر می گذارد و منجر به کاهش افسردگی می شود.

نفرت و حسادت را از خود دور کنید. این دو دشمن روح شما هستند. روح شما را اندوهگین می کنند و هیچ اتفاق خوشی هم برایتان نمی افتد

چگونه می توان شاد بود؟

** از چیزهای بسیار ساده هم می توان لذت برد و شاد شد. دیدن یک منظره زیبا، یا یک دوست خوب هم می تواند انسان را شاد کند.

** مفید واقع شدن و کمک به دیگران، بودا می گوید:شادی وقتی می آید که شما با کلمات و کارهایتان برای خود و دیگران مفید واقع شوید.

** گذشته را در گذشته ها رها کنید و تنها از آن پند بگیرید. و به خاطر داشته باشید در صورتی که مشکلی پیش آمد، همیشه به یافتن راه حل آن فکر کنیم نه به خود مشکل.

** نفرت و حسادت را از خود دور کنید. این دو دشمن روح شما هستند. روح شما را اندوهگین می کنند و هیچ اتفاق خوشی هم برایتان نمی افتد.

  

منابع:

1-دو هفته نامه موفقیت- شماره 114- دکتر داریوش دهقان

2- نشریه ماهانه آموزشی- تربیتی پیوند- شماره 341- فاطمه صادقیان

3- روان شناسی خنده- گروه پزوهش فرهنگ پویا