چرا برخی دعاها مستجاب می‌شود و بعضی دیگر نه؟
آنچه در ذیل می‌خوانید، آموزه‌هایی از دعا، نیایش و شیوه‌های کسب معرفت دینی و راز و نیاز با معشوق است که به مناسبت فرا رسیدن روز عرفه، میعادگاه دعا و نیایش تقدیم می‌گردد.


«آداب نفسانی اجابت دعا»

«طهارت»

یکی از آداب نفسانی اجابت دعا، طهارت می‌باشد. طهارت دارای چندین قلمرو در دین مقدس اسلام است. گاهی طهارت از خباثت ظاهری است که به معنای طهارت از آلودگی می‌باشد و شامل آلودگی‌های ظاهری است که در باب نجاست مطرح می‌باشد و پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: بئس‌العبد القا ذوره «کسی که کثیف است، چه بنده بدی است!» زیرا بهداشت دهان، دندان،‌تن و لباس خود را رعایت نمی‌کند.

*یکصد غسل مستحبی در اسلام

دین مقدس اسلام دین طهارت است. یکی از انواع طهارت، طهارت از خبث است. در دین اسلام چند غسل واجب و حدود صد غسل مستحبی داریم. اگر تابلوهای شفافی از اسلام، توسط پژوهشگران نمایش داده می‌شد. تمام ادیان در برابر دین اسلام تعظیم می‌کردند. تحقیقی که در ادیان دیگر انجام دادم؛ آنها یک یا دو غسل در دین خود دارند مثلاً مسیحیان، غسل تعمید را در طول عمر خود، یک بار انجام می‌دهند. ولی در دین اسلام صد غسل مستحبی وجود دارد. بدون تردید این سطح بهداشت و طهارت، مسلمانان را به اوج می‌رساند. نگاه اسلام نگاه جامعی است و طهارت قلب و روح را نیز شامل می‌شود.

طهارت دیگر، طهارت از حدث است؛ یعنی طهارت از چیزهایی که باعث وضو و غسل می‌شود. وقتی وضو یا غسل انجام دهیم. می‌گویند از حدث پاک شدیم. «حدث» یا مستوجب وضوء و یا مستوجب غسل می‌شود.

بدترین حالت علامه طباطبایی

از علامه طباطبای پرسیدند که بدترین حالت شما چه وقت است؟ جواب دادند: فاصله دو تطهیر، یعنی زمانی که وضو یا غسل نداشته باشم.

درس را به خاطر تو تعطیل کردم

نقل کرده‌اند مرحوم آیت‌الله‌ بهبهانی، در اواخر عمر خود در منزل تدریس می‌کردند. شخصی خیال کرده بود چون مرحوم بهبهانی، در منزل تدریس می کنند لازم نیست که حضور انسان در آنجا با طهارت باشد، لذا با حالت جنابت به درس استادش می‌رود. آیت‌الله بهبهانی (ره) وقتی وارد اتاق می‌شوند، با لبخند با همه سلام و احوال‌پرسی می‌کنند. وقتی به این شخص می‌رسند، ابرو در هم می‌کشند و می‌گویند: امروز درس نیست! وقتی همه ‌رفتند، شخص بدون طهارت را صدا می‌زنند و می‌گویند: امروز به خاطر تو درس را تعطیل کردم و تو با چنین حالتی دیگر در جایی حاضر نشو.

در روایت نیز وارد شده است کسی که حائض، نُفَساء و جنب است به دیدار محتضر نرود. که محتضر آزرده می‌شود و فرشته‌ها از او دور می‌شوند.

«طهارت قلبی»

طهارت قلبی نیز یکی دیگر از طهارات می‌باشد، یعنی هر انسانی قلب را از کینه‌ها و بخل‌ها، حسدها و آلودگی‌ها پاک کند.

«طهارت مالی»

یکی از طهارت‌ها، طهارت مالی است که انسان از دیون و بدهی که دارد پاک شود. در حدیث قدسی،‌نقل شده است که: «من احدث و توضأ و صلّی رکعتین و دعانی فلم اجبه فیما یسأل عن أمر دینه و دیناه فقد جفوته و لست بربٍّ جاف»، ارشاد القلوب الی الصواب ج۱ ص۶۰

«تضرع و اصرار»

یکی دیگر از آداب نفسانی استجابت دعا تضرع و اصرار است که در قرآن کریم می‌خوانیم: «أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ»، سوره نمل آیه ۶۲. خداوند متعال به مضطران و بیچارگان توجه می‌کند،‌حالت تضرع و گریه، یکی از حالات نفسانی اجابت دعا می‌باشد.

خداوند همچنین در آیه ۶۳ سوره انعام می‌فرماید: «قُلْ مَن یُنَجِّیکُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ». در حالی که او را با حالت تضرع (آشکارا) و پنهانی می‌خوانید و می‌گویید اگر از این خطرات و ظلمت‌ها، ما را رهایی بخشد از شکرگزاران خواهیم بود. در آیه ۹۰ سوره انبیاء نیز می‌فرماید: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ یَحْیَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَیَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَکَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ» و در حال بیم و امید ما را می‌خواندند و پیوسته برای ما خاشع بودند. این اضطرار ها و تضرع‌ها باعث استجابت دعا می‌شود.

مولوی داستانی را نقل می‌کند: درویشی به کسانی که به خانقاه می‌آمدند، طعام می داد، روزی درویشان به خانقاه آمده بودند، اما طعامی نبود. از پشت دیوار صدای طفلی حلوا فروش به گوشش رسید که می‌گفت: ‌حلوا، حلوا. به یکی از درویش‌ها گفت: کودک حلوا فروش را به داخل بیاور. کودک به درون خانقاه آمد. رییس درویشان به طفل گفت: به این درویشان حلوا بده. کودک حلوا فروش، هم حلوای خود را به درویشان داد و درویشان حلوا را خوردند. کودک به درویش گفت: ‌پول حلوا را بدهید. درویش گفت: الان پول ندارم بعداً پول را به تو خواهم داد. کودک گفت: من با پول حلوای امروز حلوای فردا را تهیه می کنم و اگر پول امروز را نگیرم، برای فردا و روزهای آینده حلوا نخواهم داشت. وقتی کودک از گرفتن پول‌ حلوا ناامید شد. شروع به گریه کرد. از گریه او دل ثروتمندی که از آن جا می‌گذشت به رحم آمد و گفت:‌ من پول حلوا ها را به کودک می‌دهم. مولوی از این قضیه شعری سروده است که چنین است:

تا نگرید طفل کی نوشد لبن تا نگرید ابر کی خندد چمن

تا نگرید طفلک حلوا فروش دیگ بخشایش کی آید بجوش

گریه باعث اجابت دعا می‌شود، امیرالمؤمنین (ع) در دعای کمیل می‌فرماید: «ارحم من رأس‌ماله الرجاء و سلاحه البکاء»، یکی از ابزار ی که در دست ما وجود دارد. گریستن می‌باشد. اشکی که در راه خدا ریخته می‌شود، نزد او بسیار ارزشمند است.

«انقطاع الی الله»

یکی دیگر از آداب نفسانی استجابت دعا «انقطاع الی الله» است.

«رب هب لی کمال الانقطاع الیک»، (مناجات شعبانیه)

خدایا کمال انقطاع (بریدگی از خلق) به من عنایت کن، یعنی دلدادگی و وادادگی ما به خلق تمام شود و امید ما فقط به خداوند باشد.

انقطاع الی الله دو نوع است: یکی، انقطاع اضطراری و دیگری انقطاع اختیاری می‌باشد. انقطاع اضطراری این است که انسان در کشتی نشسته باشد و کشتی دچار امواج گوناگون شود. هیچ کس نیست که به انسان کمک کند. در این جا، انسان به یاد خدا می‌افتد و انقطاع اضطراری و تحمیلی پیدا می‌کند. این مقام، دارای ارزشی نیست.

کمونیست‌ها نیز می‌توانند به این مقام برسند. در زمان شوروی سابق یکی از فضانوردان کمونیست که به فضا رفته بود و بنا بود از سفینه فضایی بیرون بیاید و بی‌وزنی را در آن جا آزمایش کند. بعد از این که این عمل انجام شد و به زمین برگشت. خبرنگاران از آن فضانورد کمونیست سؤال کردند در آن وقت که خارج از سفینه بود، به یاد چه افتادی؟ جواب داد: به یاد خدا بودم. این انقطاع اضطراری و تحمیلی می‌باشد.

اما انقطاع اختیاری و تربیتی این است که انسان امیدهایش را از همه بردارد. فقط امیدش به خدای متعال باشد. اگر کسی به این مرحله رسید و فقط به خدا امید پیدا کرد به انقطاع اختیاری دست پیدا کرده است.

«موانع برآورده‌شدن حوائج»

اولین مانع برآورده‌شدن حوائج، این است که دعا، جایگزین کار شود. در دین اسلام، هیچ وقت دعا، جایگزین کار و تلاش نیست. بعضی از افرادی که معارف اسلامی را خوب درک نکرده‌اند، می‌گویند: اسلام، دعا را جایگزین کار کرده است.

امام صادق (ع) فرمودند: «ثلاثة تردّ علیهم دعوتهم و رجل جلس فی بیته و قال یا ربّ ارزقنی، فیقال له الم اجعل لک السبیل الی طلب الرزق»، الکافی ج۲ ص۵۱۱

سه کس هستند که دعایشان به خود آنها برمی‌گردد. یکی از آن سه مورد، مردی است که در خانه‌اش نشسته است و می‌گوید: پروردگارا به من رزق بده. سپس به او گفته می‌شود، آیا راه طلب روزی را برای تو قرار ندادم؟

توضیح بیشتر

بعضی وقت‌ها، عدم اجابت درخواست ما از سوی دیگران به خاطر نقصی است که در مخاطب وجود دارد، مثلاً او فقیر، بخیل و یا عاجز است و یا این که صدای ما را نشنیده است. در حالی که ما وقتی به درگاه الهی دعا می‌کنیم از طرف مخاطب، یعنی خدای تعالی هیچ مشکلی نیست، خداوند حکیم، سمیع، مجیب و غنی مطلق و دارای دیگر صفات پسندیده می‌باشد. پس در نتیجه، مشکلات و موانع استجابت دعا در خود انسان و یا برخی عوامل بیرونی وجود دارد.

«مصلحت نبودن دعا»

دومین مانع از موانع استجابت دعا،‌مصلحت‌نبودن می‌باشد.

قرآن کریم می ‌فرماید: « کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ »، بقره آیه ۲۱۶؛ «چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید».

خداوند هر کاری را که انجام می‌دهد، در قلمرو حکمت است و «حکیم» کاری را به مصلحت انسان نباشد انجام نمی‌دهد.

نقل شده است، وقتی حضرت موسی به کوه طور می‌رفتند، در مسیر راه گدایی را دیدند که بر روی شن‌ها نشسته و تن پوش و شلوار او پاره می باشد و شن‌ها را روی پاهای خود ریخته بود،‌تا پاهایش پیدا نباشد. وقتی چشمش به حضرت موسی افتاد عرض کرد: بدتر از وضع من وجود ندارد. از خدای متعال بخواه، تا به من ثروتی عنایت کند. حضرت موسی (ع) نزد خداوند عرض حاجت کردند و خداوند دعای او را مستجاب کردند،‌ البته خداوند نیز می‌خواست، به این طریق درسی به حضرت موسی بدهد، گاهی که من دعای بندگان را اجابت نمی‌کنم به خاطر این است که مصلحت نیست. بعد از مدتی حضرت موسی (ع) از راهی می‌گذشت دید عده‌ای جمع شده‌اند، حضرت سؤال کردند این تجمع برای چیست؟ گفتند: گدایی که روی زمین می‌نشست و شن‌ها را روی پایش می‌ریخت تا پاهایش دیده نشود. خداوند به او ثروتی عنایت کرد و ‌بعد از ثروتمند ‌شدن مغرور و مست شد و در حالت مستی، مردی را کشت و الان او را برای اعدام آورده‌اند. حضرت موسی متوجه شدند این ثروت به مصلحت او نبود.

آیت‌الله شهید دستغیب نقل کردند: در زمان سید عبدالله بوشهری عده‌ای از مردم اصفهان، ماه‌ها خود را به شهر بوشهر رسانده بودند تا به مکه بروند. وقتی به بوشهر رسیده بودند به آنها خبر دادند انگلیسیها، راه دریا را بسته‌اند و این افراد پیوسته گریه‌ و زاری می‌کردند و دعا می‌کردند. خدایا راه ما را باز کن. سید عبدلله بوشهری،‌ به این افراد توصیه می‌کنند که شاید مصلحت نباشد شما به حج بروید. چرا این قدر اصرار می‌کنید. تسلیم باشید شما وظیفه خود را انجام داده‌اید و مسئولیت ندارید. مدتی از این جران گذشت. روزی مرحوم سید عبدالله بوشهری، کسی را در کنار مسجد دید که ایستاده و گدایی می‌کند، خوب که نگاه کرد دید یکی از همان افراد کاروان حجاج اصفهان است جلو رفت و سؤال کرد شما مگر با آن اصرار خود به مکه نرفته بودید،‌گفت: چرا، اما در بین راه کشتی غرق شد و تنها من زنده مانده‌ام،‌ الان نیز گدایی می‌کنم تا هزینه سفر به اصفهان را تأمین کنم. ایشان گفتند: من به شما گفته بودم که مصلحت نیست.

ظرفیت انسان محدود است و از خدا، قدرت، مال، ثروت، ‌سلامتی و دیگر مسائل را می‌خواهیم و به ما داده نمی‌شود، چون که به مصلحت ما نیست. ممکن است اگر به ما داده شود مغرور و مست شویم.

سعدی خیلی زیبا گفته است:

گربه مسکین اگر پرداشتی تخم گنجشک از زمین برداشتی

آن دو شاخ گاو اگر خر داشتی آدمی را نزد خود نگذاشتی

«ممکن نبودن»

سومین مانع اجابت دعا،‌ ممکن نبودن آن است. بعضی مسائل، محال عقلی و بعضی مسائل محال عادی می‌باشد. محال عقلی این است که اصلاً قدرت به آن تعلق نمی‌گیرد. مثلاً خداوند چیزی را بیافریند که کوچک باشد و در عین کوچک بودن، بزرگ نیز باشد.یا خداوند روزی را بیافریند که هم روشن و هم تاریک باشد. این مسئله محال عقلی است و قدرت به آن تعلق نمی‌گیرد.

ولی بعضی از چیزها محال عادی است، یعنی عادتاً امکان ندارد، ولی استثنائاً امکان دارد به طور عمومی، طبیعی و نهادینه امکان ندارد و در حالت خاص امکان دارد، مثلاً قرآن کریم از قول همسر حضرت ابراهیم، نقل می‌کند: «قَالَتْ یَا وَیْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ»؛ سوره هود آیه ۷۲

گفت: ای وای بر من! آیا من فرزند می‌آورم در حالی که پیرزن هستم و این شوهرم، پیرمرد است؟! این راستی چیز عجیبی است.

همسر ابراهیم، پیرزن و عقیم و حضرت ابراهیم نیز پیرمرد و کهنسال بودند، طبق قوانین عادی،‌ محال است ولی قدرت به آن تعلق می گیرد و خداوند به همان زن عقیم و مرد کهنسال فرزند داد.

به محال عقلی، قدرت تعلق نمی‌گیرد، ولی به محال عادی، قدرت تعلق می‌گیرد؛ یعنی عادتاً و به صورت طبیعی ممکن نیست، ولی استثنائاً ممکن است و بسیاری از دعاهای برآورده شده انسان‌ها، در همین قلمرو می‌باشد، (یعنی محال عادی است) مثلاً همین شفا یافتگان، از قسم محال عادی هستند.

بدون اینکه از دارویی استفاده کنند، شفا یافته‌اند. حال اگر ما در دعاهای خود چیزی را از خدا طلب کنیم که محال عقلی باشد، مسلّم است که این دعا برآورده نمی‌شود.

شخصی از حضرت علی (ع) پرسید: «فأیّ دعوةٍ اضلّ؟ قال: الدّاعی بما لا یکون قال: فأیُّ عملٍ افضل؟ قال: التقوی» (الأربعون حدیثاً ص۱۲)

راوی از حضرت علی (ع) پرسید کدام دعا، گمراه‌تر است حضرت فرمود: کسی که خدا را می‌خواند برای چیزی که امکان ندارد (یعنی امکان عقلی ندارد) وقتی چیزی را طلب کنند که امکان عقلی،‌نداشته باشد، این دعا، گمراه‌ترین دعاهاست.

«مشروع‌نبودن»

چهارمین مورد از موانع استجابت دعا، مشروع نبودن دعا است. چیزی از خدا بخواهیم که مشروع نباشد. یادم هست کسی می‌گفت: من ضریح امام رضا (ع) را گرفتم و عرض کردم یا امام رضا (ع) کاری کن من تا آخر عمر، با برادرم آشتی نکنم. این دعا غیر مشروع است. قطع رحم حساب می‌شود و قطع رحم به فتوای فقهاء حرام است.

پیامبر (ص) فرمودند: «ما من مسلم دعاالله سبحانه دعوةً لیس فیها قطیعة رحمٍ ولا اثمٌ الّا اعطاه الله بها احدی خصالٍ ثلاث... (ارشاد القلوب الی الصواب ج۱ ص۱۵۲)

اگر مسلمانی چیزی از خدا خواست که آن دعا قطع رحم نباشد، گناه نباشد، (یعنی دعایش مشروع باشد). خداوند ویژگی سه‌گانه به او عنایت می‌کند.

حضرت علی (ع) نیز می‌فرمایند: «یا صاحب الدّعا لا تفعل ما لا یکون و ما لا یحلّ» ای صاحب دعا، چیز غیر ممکن و غیر حلال را در دعای خود قرار نده. به عبارتی دعا باید، هم ممکن و هم حلال باشد.

«حال اضطرار»

پنجمین مانع از استجابت دعا، این است که خدا فقط در حال اضطرار خوانده شود. زمانی که شخص، رفاه و امنیت، سلامت و قدرت دارد، هیچ‌وقت به یاد خدا نیست. وقتی که درمانده و مضطر شد آنگاه به یاد خدا می‌افتد و خدا هم اجابت نمی‌کند.

به یاد دارم پسر یکی از افراد که کمونیست بود و حتی خدا را قبول نداشت، تصادف کرد و مجروح شد، این شخص کمونیست به مردم، التماس دعا می‌گفت. نه فقط خودش منتظر شفاء از خداوند بود، بلکه از افراد مؤمن نیز می‌خواست برای او دعا کنند. بدون تردید، کسی که در رفاه، امنیت سلامت و قدرت خدا را فراموش کند و در هنگام دردمندی او را بخواند، ‌خدا او را اجابت نخواهد کرد. خداوند کسانی را اجابت خواهد کرد که هم در آسایش و راحتی و هم در سختی خدا را بخوانند.

امام صادق (ع) می‌فرمایند:‌ من تقدم فی‌الدعاء استجب له اذا نزل به البلاء و قیل صوتٌ معروف و لم یحجب عن السماء و من لم یتقدم فی الدعاء لم یستجب له اذا نزل به البلاء و قالت الملائکه انّ ذاالصوت لانعرفه، (عدةالداعی و نجاح الساعی ص۱۳۸)

کسی که پیشاپیش (هنگامی که عافیت دارد) برای رفع بلا، دعا کند، دعای او مستجاب می شود وگفته می‌شود این صدا به درگاه خدا آشناست و دعای او در حجاب آسمان قرار نمی‌گیرد و کسی که سابقه دعا و نیایش کردن نداشته باشد. (در حال آسایش) وقتی که بلا نازل شود و او دعا کند،‌ دعایش مستجاب نمی‌شود و ملائکه هم می‌گویند ما صاحب این صدا را نمی‌شناسیم.

«عدم وفای به عهد»

عدم وفای به عهد، ششمین مورد از موانع استجابت دعا می‌باشد.

انسان ها به عهد الهی وفا نمی‌کنند. دو نوع عهد و پیمان داریم؛ یکی عهد تکوینی که در این آیه به آن اشاره شده است؛ «الستُ بربکم»، اعراف آیه ۱۷۲ و دیگری عهد تشریعی که انسان با خداوند بسته است.

قال رجل للصادق (ع) یقول الله ادعونی استجب لکم و انّا ندعو فلا یستجاب لنا فقال انکم لا تفون لله بعهده فأنه تعالی یقول «أوفوا بعهدی أوف بعهدکم» مردی به امام صادق (ع) عرض کرد: خداوند می‌فرماید: «مرا بخوانید تا شما را استجابت کنم» و ما دعا می‌کنیم، اما دعای ما مستجاب نمی‌شود. امام فرمود: شما به عهد خود با خدا وفا نکردید، چون که خداوند می‌فرماید: به عهد من وفا کنید تا به عهد با شما وفا کنم.

بعد فرمود: «والله لو وفیتم لله سبحانه لوفی لکم» به خدا قسم اگر شما به عهد با خدا وفا کرده بودید، خداوند به عهد با شما وفا می‌کرد. خدا دعاهای شما را مستجاب می‌کرد. (بحار الانوار ج۶۶، ص۳۴۱).

خداوند هم می‌فرماید: «و اوفوا بعهدالله اذا عاهدتم»، سوره نحل آیه ۹۱؛ هنگامی که با خدا عهد بستید به عهد او وفا کنید.

این عهد، عهد تشریعی است. عهد تشریعی مثل نذر می‌باشد و فرد خود را ملتزم می‌کند که به آن عمل کند، فقط صیغه عهد فرق می‌کند.

«گناه»

هفتمین مانع از استجابت دعا، گناه است

امام باقر (ع) می‌فرماید: ان العبد یسأل الله الحاجة فیکون من شابه قضائها الی أجل قریب أو الی وقتٍ بطی‌ء فیذنب العبد ذنباً فیقول الله تبارک و تعالی للملک لا تقض حاجته واحرمه ایاها فانه تعرض لسخطی و استوجب الحرمان منی، (الکافی ج۲ ص۲۷۱)؛ گاهی بنده از خداوند حاجتی می‌خواهد و در شأن اوست که دعا دیر یا زود مستجاب شود. پس این بنده، گناهی را مرتکب می‌شود. خداوند بر فرشته‌ای که مسئول اجابت دعای آن بنده است، می‌فرماید: حاجتش را اجابت نکن و او را از برآورده‌شدن دعا، محروم کن. چون معترض ناراحتی و غضب من شد. (گناه کرد)

در دعای کمیل نیز می‌خوانیم: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا»؛ خدایا، گناهانی که دعای مرا حبس و زندانی می‌کنند را ببخش. «فأسئلک بعزتک ان لا یحجب عنک دعائی سوء عملی و فعالی»؛ خدایا تو را قسم می‌دهم که سوء عمل من، باعث حجاب دعای من نشود. در بعضی روایات، گناهانی که مانع اجابت دعا می‌شوند، مشخص شده‌اند.

مثلاً امام سجاد (ع) گناهانی چون: عقوق والدین،‌سوءنیت، خبث سریره، نفاق، خدا را با شک و تردید خواندن و یقین به استجابت نداشتن، به تأخیرانداختن نماز، صدقه‌ندادن و فحش‌دادن را از موانع عدم استجابت دعا شمرده‌اند.

کسی که نماز خود را در اول وقت بخواند باعث افاضه الهی در کارهای او خواهد شد. مرحوم سیدعلی آقا قاضی طباطبایی فرموده بود: اگر کسی نمازش را اول وقت بخواند و به مقامات نرسد مرا لعن کند.

آقای هاشمی‌نژاد در مسجد لاله‌زار به یک پیرمرد می‌گوید: شما خیلی موفق هستید! همیشه اول وقت نماز خود را به جماعت می‌خوانید،‌آن پیرمرد گفته بود: من در جوانی از شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی درخواست کردم که سه حاجت از خدا می خواهم؛ همسر مؤمن و دین‌دار می خواهم، دوم کسب درست داشته باشم و سوم این که در جوانی به مکه بروم. ایشان گفته بودند که نماز اول وقت با جماعت بخوان. نماز اول وقت با جماعت خواندم و به هر سه خواسته‌ام رسیدم.

«حرام‌خواری»

حرام‌خواری نیز از موانعی است که باعث می شود دعای انسان به استجابت نرسد. حرام‌خواری مثل رشوه، تقلب، کم‌فروشی، ربا، دزدی و سایر موارد می‌باشد.

«تشیع و دعا»

در میان ادیانی که در دنیا وجود دارند؛ غنی‌ترین ادعیه، در نزد شیعیان می‌باشد. حتی در نزد دیگر مذاهب اسلامی این غنا وجود ندارد. مثل دعاهایی که از امیرالمؤمنین نقل شده است و به «صحیفه علویه» نام گرفته است و مناجات و دعاهای امیرالمؤمنین در آن جمع شده است و توسط آقای رسولی محلاتی ترجمه شده است. دعای عرفه که از حضرت سیدالشهداء (ع) نقل شده است. دعاهای امام سجاد (ع) که به صحیفه سجادیه نامیده شده است که دارای مضامین عالی تربیتی، علمی و معنوی می‌باشد.

«صحیفه سجادیه و اهل سنت»

آقای شوشتری یکی از علما و منبری‌ها نقل می‌کردند که من در یکی از مجالس صوفیه سوریه معروف به شاذلیه رفتم و شروع به شرح ادعیه امام سجاد نمودم،‌ ولی نگفتم این دعاها از امام سجاد (ع) است. قسمتی از دعاهای آن حضرت را خواندم دیدم عده‌ای از صوفی‌های اهل تسنن، شروع به گریه کردند و مرشد آنها سؤال کرد این ادعیه مال کیست؟ گفتم: مال امام سجاد (ع) است. سؤال کرد جمع‌آوری شده است؟ جواب دادم، بله. یک نسخه را از من درخواست کرد که به او دادم.

دکتر عابدی می‌گفت: در یمن یک کمونیست عرب به من گفت: بشر امکان ندارد بتواند مثل صحیفه سجادیه دعایی تدوین کند.

«کشیش مسیحی و دعای امام زمان (عج)»

یکی از طلاب اهل آمریکای جنوبی هم نقل می‌کرد: در یک کنفرانسی که کشیشان مسیحی حضور داشتند من سخنرانی کردم و درپایان سخنان خودم، دعای امام زمان (عج) را خواندم‌(اللهم الرزقنا توفیق الطاعة و بُعد المعصیة و صدق النیّة...) و این را فقط ترجمه کردم. بعداز سخنرانی، یک کشیش جلو آمد و به من گفت: پایان سخنرانی دعایی را که خوانید از آن بشر نیست! سؤال کرد: این دعاها را از کجا آوردی؟ گفتم: این ادعیه، از امام زمان (عج) است. او فهمید که این دعا، یک جاذبه عظیمی دارد.

«صحیفه سجادیه بالاتر از کلام مخلوق»

مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی (ره) وقتی صحیفه سجادیه را برای شیخ طنطاوی، شیخ الأزهر مصر فرستاد و او صحیفه سجادیه را مطالعه کرد این جمله را برای آیت‌الله‌مرحوم نجفی مرعشی نوشته بود: «وجدتها فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق» من این صحیفه سجادیه را فراتر از کلام بشر و پایین‌تر از کلام خدا دیدم و عجیب این است.

«کشیش‌ها از صحیفه سجادیه استفاده کنند»

وقتی ترجمه صحیفه سجادیه را برای یکی از پاپ‌های قبلی برده بودند، اعلام کرده بود که کشیشان کاتولیک، می‌توانند روزهای یکشنبه، از این دعاها استفاده کنند. این ثروت عظیمی است که خداوند متعال به شیعیان مرحمت کرده است. این دعاها، هم «چگونه خواستن» را و هم «چه چیز خواستن» را به ما می‌آموزند و در ضمن ما را تربیت نیز می‌کنند.

«شبهه»

بعضی‌ها می‌گویند ما سال‌هاست خدا را می‌خوانیم و دعای ما به اجابت نرسیده است و دچار شک و تردید شده‌ایم، بعضی‌ها در این شک تا آن جا پیش‌ رفته‌اند که می‌پرسند، آیا، خدایی هست که می‌خوانیم؟ بعضی در رحمت خدا تردید کرده‌اند و بعضی در اجابت دعا شک کرده‌اند و می‌گویند که «ادعونی استجب لکم» درست نیست!

پاسخ دقیق این مسئله آن است که «بین اجابت دعا و برآورده‌شدن دعا»، فرق است مثلاً می‌خواهیم از کسی پول قرض کنیم. در خانه‌اش را می‌زنیم. وقتی او گفت: «بله» یا در را باز کرد، یعنی اجابت کرده است. اما وقتی درخواست را مطرح کردیم، می‌گوید که این حاجت به مصلحت تو نیست. او‌، ما را اجابت نموده، ولی حاجت ما را برآورده نکرده است، پس اجابت یک مسئله و برآورده شدن حاجت مسئله دیگری است. خیلی از مردم اجابت و برآورده شدن حاجت، را یکی می‌دانند که اشتباه است. خدا که فرموده است: «ادعونی استجب لکم» منظور این است که «بله» می‌گوید، ‌در را می‌گشاید، ولی ممکن است بنابر علت‌هایی حاجت را برآورده نکند.

*عوامل برآورده‌نشدن حاجات

«تأخیر عاشقانه»

گاهی ممکن است تأخیر در عدم برآورده شدن حاجت، «عاشقانه» باشد، یعنی کسی دعا می‌کند، ولی خداوند فوری دعایش را مستجاب نمی‌کند، چون‌که خداوند نمی‌خواهد با دادن این حاجت، ارتباط بنده با خدا قطع شود خدا دوست دارد صدای بنده‌اش را بشنود، ولی اگر حاجت شخص داده شود مست و مغرور، خدایش را فراموش می‌کند. خدا می خواهد این ناله، ندبه و زاری ادامه داشته باشد که این مسئله به «تأخیر عاشقانه» تعبیر شده است.

«تأخیر حکیمانه»

گاهی تأخیر حکیمانه است. یعنی دعا، برآورده شده است،‌ وی بر اساس حکمتی باید در زمان خاصی به اجابت برسد. گفته‌اند: حضرت موسی و هارون، ‌دعا کردند دعای آنها با این که مستجاب شد، ولی تحقق آن چهل‌سال به تأخیر افتاد.

«تبدیل»

گاهی خداوند در دعاهای ما تبدیل صورت می‌دهد،‌یعنی کسی دعا می‌کند و از خداوند درخواست پسر دارد و خداوند به او دختر عنایت می‌کند یا برعکس.

و یا درخواست فرزند می‌کند و خداوند به او مقامات عالیه می‌دهد. حضرت آیت‌الله ارباب و حضرت آیت‌الله شمس‌آبادی، هر دو طفل‌ نداشتند، ولی خداوند به جای فرزند، مقامات عالیه به آنها داد. خداوند در بعضی موارد دعاهای بندگان را تبدیل می‌کند، حال یا این تبدیل در دنیا و یا تبدیل در آخرت می‌باشد.

در روایت آمده است که در روز قیامت، به کسانی که در این دنیا،‌ دعاهایشان مستجاب نشده مقامات عالیه می‌دهند. این افراد می‌پرسند، خدایا این مقامات عالیه به خاطر چیست؟ که پاسخ داده می‌‌شوند، به خاطر دعاهایی است که در دنیا کردید و برآورده نشد و این افراد، آرزو می‌کنند که ای کاش هیچ کدام از دعای ما برآورده نمی‌شد.