لان شکرتم لازیدنکم

هر کدام از ما داشته هایی داریم که دیگری حسرتش رامی خورد. کافی است یک دقیقه دستتان راجلو بینی ودهان خود بگیرید،آنوقت ارزش هوا ونفس کشیدن برایتان آشکار میشود.با چشمانی بسته مدتی را درخانه بگذرانید،ارزش نعمت بینایی برایتان مشخص میشود. نمی توان نعمتهای خداوند راشمردبنابراین سرتان را با مثال دردنمی آورم.برای اخلاقیات هم اگر مهربان هستیم قدرمهربان بودنمان را بدانیم.لازمه افزایش آن تکرارو شکر به جای آوردن به واسطه داشتن آن خصلت هامی باشد.


نگاه کردن به داشته ها وتوجه کردن به آنها، به نوعی در حفظ و نگهداری آنها موثر است. اگر از آنچه که از آن برخورداریم، بهره نبریم، احتمالا آنرا از دست خواهیم داد.

 

شکرگذاری

 

فردی را تصور کنید که به هر دلیلی، دوست دارد دائما بنشیند و کارهایش را به همین صورت انجام دهد. در حالیکه پاهای سالمی دارد. چنین فردی بعد از گذشت مدتی به دلیل استفاده نکردن از قدرت پای خویش، نمی تواند به راحتی راه رود و حرکت کند و شاید هم این مهارت را کلا از دست بدهد.

 ذکر این مثال به این دلیل است که برای مخاطبان این نوشتار این نکته را روشن کنیم که این مسئله همچون یک اصل مهم و کارساز است و می توان آنرا به بسیاری از موارد تعمیم داد. کسی که با دقت و پشتکار فراوان به خواندن زبان انگلیسی مشغول است،  و بعد از یک سال، این کار را ترک می کند، این مهارت را به تدریج از دست می دهد، چون از آن استفاده نکرده است.

به نظر می رسد خلقت انسان به گونه ای است که نیازدارد به اینکه همواره به موضوعی مشغول باشد و حتی در برخی موارد ناچار به انجام برخی از کارها باشد. این هنر زندگی کردن است که هر انسانی باید انرا دائما تمرین کند.

 وقتی بیاموزیم که به ذهن خود وسعت دهیم و در پی گسترش مهارت های خویش باشیم، شهامت بیشتری در زندگی پیدا می کنیم و به موفقیت نزدیکتر می شویم. کسی که خود را در گوشه ای زندانی می کند، لازم نیست برای به دست اوردن چیزی تلاش کند. این فرد هرگز در موقعیتی قرار نمی گیرد که پیشرفت خاصی داشته باشد و مهارت خاصی را کسب کند. مسلما کسی که در جریان زندگی با انواع رویدادها مواجه می شود و دغدغه کسب مهارتهای متنوعی را دارد، می تواند فردی جسور و با شهامت باشد.

 ما دائما باید مراقب خود باشیم و به اعمال، نیت ها و درون خویش توجه ویژه ای داشته باشیم. سخن از مهارتهایی همچون دانستن زبان خارجی و یا رانندگی، مهارتهای معمول هر فردی در زندگی می باشند اما به نظر می رسد مهمتر از همه اینها توجه  به چیزهایی همچون وجدان و اخلاقیات است، با فرض اینکه ممکن است وجدان انسان نیز مثل هر چیز دیگری، از کار بیفتد و کم رنگ شود. اگر به آن توجه نشود و برای حفظ ان تلاشی صورت نگیرد، بعید نیست که این عنصر بسیار مهم در روح انسان، از بین برود.

مراقب باشید که به زندگی و اتفاقات آن، اهمیت دهید و هر انچه در ارتباط مستقیم با شما قرار می گیرد را مهم بدانید و نسبت به ان بی توجه نباشید

برای نگهداری ذهن و روح خود در حالتی مطلوب و ارزشمند، باید دائما از آن استفاده کنید. این استفاده بهتر است به صورتی باشد که همواره انسان را به سمت خوبیها، نیکی ها و کمالات اخلاقی و رفتاری بکشاند. اگر از تمام ظرفیت روحی و روانی خود استفاده کنید، نگران نباشید و تصور نکنید که انرژی و نیروی بسیاری را از دست داده اید، بلکه با این روند، کارایی ذهن شما افزایش می یابد.

از طبیعت یاد بگیریم!

 واقعیت این است که جهان هستی، به نوعی ما را به مشغول بودن تشویق می کند. قانون بهره برداری، قانونی شگفت انگیز است و ما را مجبور به حرکت می کند و وقتی حرکت می کنیم، احساس رضایت داریم. توجه داشته باشید که برای حفظ و نگهداری بسیاری از داشته هایتان، باید به بهترین نحو از آنها استفاده کنید و در برخی موارد همین استفاده کردن و بهره بردن، موجب بیشتر شدن می شود. البته نباید از ذکر این نکته تغافل کنیم که بهره بردن از داشته ها و یا نعمتهایی که خداوند متعال به انسانها عطا کرده، به نوعی در حفظ و ماندگاری انها موثر است.

 می توان از این زاویه هم به این موضوع نگاه کرد که هر کس از آنچه به او داده شده، استفاده کند، ان نعمت برایش افزون می شود. چرا گه استفاده از یک نعمت، اگر با شکر گذاری همراه باشد، می تواند زمینه ساز ورود نعمتها و موقعیت های تازه ای برای انسان باشد. احتمالا این شعر را شنیده اید که : شکر نعمت، نعمتت افزون کند....

پس فراموش نکنید که به آنچه دارید، همواره توجه کنید و سعی کنید از آن استفاده کنید و از طرف دیگر به خاطر این داشته ها، دائما شاکر باشید که همه این ها موجب می شود تا از داشته ها بهره ببرید و به انها وسعت دهید.