بی تردید زندگی در جامعه پر دغدغه امروزی انسان ها را بر این امر راسخ می گرداند که بی برنامه بودن و عدم کنترل زندگی مشکلاتی را فراهم می سازد که جز با عنایت به برنامه ریزی درست و قدرت ابتکار چاره ایی نمی توان اندیشید.البته دست تقدیرالهی را هم نباید نادیده بگیریم که بسیاری امور ی بوده که هرچند تدبیربه خرج داده ایم نتوانسته ایم برتقدیر الهی چیره شویم. پس با اعتقاد به تقدیر با تدبیر زندگی کنیم.

 


کنترل زندگی به چه معناست؟

کنترل زندگی در دست تو

کنترل زندگی به این معناست که قدرت را بدست گیرید و باور داشته باشید که این زندگی متعلق به شماست و قادرید برای زندگی شخصی خود برنامه ریزی کنید و هیچ فرد دیگری نمی تواند این کار برایتان انجام دهد. شما نسبت به زندگی خود مسئولید، زیرا این زندگی متعلق به شماست و اداره آن به شما بستگی دارد نه شخص دیگر. در صورتی می توانید در این مسیر قرار گیرید که قدرت ابتکار را به دست بگیرید، نسبت به خودتان آگاه باشید و خود را بپذیرید.

بی تردید انسان ها و وقایع اطراف تاثیراتی بر زندگی شما خواهند داشت، اما این فقط شما هستید که تصمیم می گیرید کدام یک ازاین عوامل تاثیر گذارتر باشند، چه در جنبه های مثبت و چه در جنبه های منفی.

 همه چیز به شما بستگی دارد، اگر کارتان را دوست ندارید، اگر ارتباط شما با دیگران مطلوب نیست، اگر شاد نیستید،همه و همه به شما مربوط می شود. شما قربانی شرایط نیستید. شما آزادید که شرایط را خود انتخاب کنید.

 برای آنکه بتوانید زندگیتان و خودتان را تغییر دهید بهتر است به سه پرسش ذیل پاسخ دهید:

** می خواهید چه کسی باشید؟ می خواهید چه کارهایی انجام دهید؟ می خواهید چه چیزهایی داشته باشید؟

 برای آنکه بتوانید خود و زندگی خود را از نو خلق کنید لازم است به این نکته توجه کنید:

باید ها را از زندگی خود حذف کنید، بایدها موقعیت های مشروطی هستند که از بیرون بر ما تحمیل شده اند.

چه چیزی باید بخواهم؟ چه کاری باید انجام دهم؟ چه کسی باید باشم؟ چه چیزی باید داشته باشم؟

 بایدها را موقتا کنار بگذارید:  این بایدها مانع بروز آزادانه خواسته هایتان شده اند.توجه داشته باشید، پرداختن به برخی بایدها در زندگی ضروری و لازم است، ولی این نکته مهم است که تا چه اندازه تحت نفوذ آن قرار دارید.

 افکار خود را دوباره ارزیابی کنید: افکار شما شامل باورهایی هستند که درباره خود، دیگران، زندگی و آینده دارید و آن را کاملا حقیقی و موجه می دانید. بسیاری از باورهای امروز شما، حاصل اندیشه اطرافیان شما هستند. متاسفانه بعضی از این باورها به دلیل آنکه به شما تلقین شده اند و منشا درونی ندارند و استدلال و منطقی پشت آنها وجود ندارد، نه تنها در زندگی به شما کمک نمی کنند، بلکه شما را با تعارض و سردرگمی روبه رو می سازد.

افکار شما شامل باورهایی هستند که درباره خود، دیگران، زندگی و آینده دارید و آن را کاملا حقیقی و موجه می دانید. بسیاری از باورهای امروز شما، حاصل اندیشه اطرافیان شما هستند

  برخی از این باورها ی بیهوده به شرح زیر می باشند:

 ** برای انجام کار وقت کافی ندارم.

** نمی توانم تغییر کنم، این شخصیت من است.

** اگر بر خواسته هایم متمرکز شوم انسان خودخواهی هستم.

** برای خوشحال بودن باید پول، عشق و چیزهای زیادی داشت.

** در این زندگی محکوم هستیم که کارهایی انجام دهیم که دوست نداریم.

** اگر بخواهم شاد باشم ، نسبت به انسانهای دیگر بی توجه می شوم و...

** افکار شما شامل باورهایی هستند که درباره خود، دیگران، زندگی و آینده دارید و آن را کاملا حقیقی و موجه می دانید. بسیاری از باورهای امروز شما، حاصل اندیشه اطرافیان شما هستند.

 اما چگونه تغییر را آغاز کنید

اگر خواهان تغییر جدی هستید و می خواهید جایگاه بهتری نسبت به انچه در حال حاضر دارید، داشته باشید بهتر است افکار، کلمات و اعمالتان را تغییر دهید، حتی اگر در این مسیر زحمات زیادی را تحمل کنید.

برای آنکه به خلق مجدد خود و زندگیتان بپردازید به شیوه زیر عمل کنید:

 درباره انتخاب خود فکر کرده و آن را ارزیابی کنید

کنترل زندگی در دست تو

هرآنچه در اطراف شما وجود دارد، با یک طرح اولیه شروع شده است. به اتاقی که در آن نشسته اید توجه کنید، پنجره، میز، در، کامپیوترو... تمام اینها یک ایده در ذهن فردی بوده است. پس اولین قدم برای خلق و نوآوری، فکر کردن است. اما باید تصویری روشن و مشخص از انچه می خواهید، در ذهن داشته باشید. برای داشتن این تصویر روشن لازم است نیاز های عاطفی خود را در مورد خواسته هایتان کشف کنید، بعبارتی در یابید چه عاطفه درونی و چه نیاز درونی در پس خواسته هایتان وجود دارد.

برای مثال: اگر خواهان خرید اتومبیل اید، می توانید برای پی بردن به نیاز درونی خود سوالاتی از این قبیل از خود بپرسید: می خواهم اتومبیل بخرم. چرا؟ برای اینکه مستقل باشم، محتاج کسی نباشم ،هر زمان که دلم خواست تردد کنم و در آخر کنترل زندگی در دستم باشد. حال اگر بخاطر هر گونه محدودیتی فرد قادر به دریافت گواهینامه رانندگی نبود، چه اتفاقی می افتاد؟ آیا کنترل زندگی تنها با رانندگی بوسیله اتومبیل شخصی ممکن است؟ اگر خواسته های ما بر اساس نیاز درونی و واقعی ما شکل نگرفته باشند، حتی پس از رسیدن به آن احساس خوبی نخواهیم داشت.

این روش به شما کمک می کند تصورات خود را شفاف تر سازید و خواسته های حقیقی و غیرحقیقی خود را کشف کنید. ضرورت های خود را بشناسید تا بتوانید اولویت بندی مناسبی برای نیازها، خواسته ها و آرزوهای حقیقی خود قائل شوید.

 پس از ارزیابی خواسته خود، آن را بر روی کاغذ آورده، و درباره آن صحبت کنید

پس از آنکه تصویر روشنی از آنچه می خواهید بدست آوردید و نیازهای درونی خود رابطور حقیقی کشف کردید خواسته خود را بنویسید و آن را اعلام کنید. بنظر می رسد وقتی درباره خواسته خود صحبت می کنید، خواسته هایتان به سمت حقیقی شدن پیش می روند. درست مثل آنکه به جهان اعلام می دارید قرار است چه اتفاقی رخ دهد. در بسیاری از موارد نیز آگاهی یافتن دیگران درباره خواسته های شما و یاری رساندن آنها سبب می شود در مسیر آنچه که خواهانش هستید گام بردارید. اظهار قاطعانه یک خواسته ، آن را بصورت یک هدف در آورده و به واقعیت نزدیک می سازد.

فعالیت های خود را گام به گام به سمت خلق چیزی که می خواهید آغاز کنید. همیشه انتظار گام های بلند را نداشته باشید، گام های کوچک ولی پیوسته در بسیاری مواقع، به شکل مطلوبی شما را به نتیجه می رساند

خواسته خود را به مرحله عمل در آورید

گام های کوچکی بر دارید.آخرین مرحله خلق و نوآوری، عمل کردن است.بعد از اینکه درباره خواسته هایتان بطور شفاف و مشخص اندیشه کردید، آن را به روی کاغذ آورده و درباره آن صحبت کردید، قدم های محسوسی بردارید. فعالیت های خود را گام به گام به سمت خلق چیزی که می خواهید آغاز کنید. همیشه انتظار گام های بلند را نداشته باشید، گام های کوچک ولی پیوسته در بسیاری مواقع، به شکل مطلوبی شما را به نتیجه می رساند. استمرار، پشتکار و توکل به خدا را از یاد نبرید.