این نوشتار با اشاره به تاثیر مستقیم تصویر سازی ذهنی افراد در حوادث و اتفاقات زندگی، به این موضوع اشاره دارد که می توان با نحوه صحیح اندیشیدن در کیفیت حوادث زندگی تغییراتی ایجاد کرد.

 

تصویر ی که زندگی را تغییر می دهد

 


از یک احساس واقعی و بسیار شایع در میان خودمان حرف می زنیم. احساسی که هر یک از ما نسبت به خود داریم. احساسی که به نظر می رسد در ارتباط مستقیم با حالات درونی ما قرار دارد. به راستی تاکنون به این موضوع اندیشیده اید که هر گاه اوضاع روحی خوب و احساسات خوبی دارید، هر انچه که در اطرافتان هم وجود دارد را خوب می بینید؟یا اینکه همه چیز و همه کس در چنین شرایطی به نظرتان خوب هستند؟

آنچه مشخص است این که اتفاقاتی که همه روزه در زندگی ما رخ می دهند در اغلب موارد، بازتابی از رفتار و تفکر خود ماست. این یک احساس نسبتا فراگیر میان اغلب افراد در شرایط و موقعیت های مختلف است که هرگاه به هر دلیلی نسبت به خود احساس بیزاری و رنجش خاطر دارید، از دیگران هم بیزار می شوید و هرگاه تمامی حوادث بر وفق مراد و خواست دلتان باشد و به انچه هستید عشق بورزید، همه چیز به نظرتان فوق العاده و دوست داشتنی به نظر می رسد.

این یک واقعیت غیر قابل انکار است که تصوری که هر انسان نسبت به خود دارد،تعیین کننده رفتاها و اعمالش می باشد. مثلا انکه با چه اشخاصی دوست شویم، چه اهدافی برای زندگی خویش داشته باشیم، با چه نیتی دست به تلاش بزنیم و از چه چیزهایی دوری کنیم.

یک واقعیت مهم وجود دارد و آن پذیرش یک باور است که اگر به آن دست پیدا کنیم، بسیاری از مشکلاتمان حل شدنی است. آن باور عبارتست از اینکه بپذیریم منشاء دیدگاه ما به افکارمان بازمی گردد.

آنچه در زندگی برای ما رخ می دهد اعم از شکست ها،موفقیت ها، افکاری که در مورد خود داریم، واکنش دیگران نسبت به ما و ...به نوعی شکل دهنده تصویر ذهنی است که از خود داریم و اعتقاد ما به این تصاویر موجب می شود که زندگی ما دقیقا در همان چارچوب تصور شده حرکت کند و جلو رود.

 تصویر ذهنی ما تعیین می کند که:

* چه مقدار به دنیا وابسته ایم و تا چه اندازه به ادامه ی زندگی تمایل داریم.

* میزان موفقیت هایمان در زندگی چقدر است.

* چه چیز مهم است و ارزش اندیشیدن و وقت صرف کردن را دارد.

به این ترتیب ما همان کسی هستیم که باور کرده ایم و همانی می شویم که به آن فکر می کنیم.

اولین گام در جهت پیشرفت و موفقیت در تغییر نگرش های ذهنی این است که به خود بیندیشیم. کسی که در مطالعه کردن کمی کند است، اگر باورش را نسبت به خود تغییر دهد می تواند به تمرین تندخوانی بپردازد

اگر احساس کنید مثلا در درس ریاضی ضعیف هستید و توان یادگیری انرا ندارید، مطمئن باشید که تا ابد با آن مشکل خواهید داشت. خصوصا اینکه در این باره یک باور دائمی را هم در ذهن خود ایجاد کرده باشید مبنی بر اینکه هیچ وقت ریاضی بلد نبوده اید و استعاداد یادگیری هم نداشته اید، که در اینصورت مشخص است که سعی و تلاش جدی و مناسبی برای رفع مشکلتان نمی کنید. به همین دلیل است که به جای پیشرفت ممکن است درجا بزنید. حتی اگر موفقیتی نسبی را هم در این زمینه کسب کنید، انرا به حساب شانس خود می گذارید و در صورت عدم موفقیت احتمالا از این جمله استفاده خواهید کرد که: من که گفته بودم نمی تونم.

 به این ترتیب اتفاقی که رخ داده این است که شما درباره این موضوع و باور شخصی خود نسبت به عدم وجود توانایی یادگیری در این زمینه، بارها و بارها با هرکسی از قبیل  دوست و فامیل، صحبت کرده اید و با هر بار تکرار کردن، نسبت به این موضوع، باور بیشتری پیدا می کنید. بنابراین در میان یک تصویر ذهنی خود خواسته و اشتباه، بیش از پیش خود را زندانی کرده اید. این حبس هر چه طولانی تر شود، تصویر ذهنی ایجاد شده بیشتر تثبیت می شود.

 تصویر ی که زندگی را تغییر می دهد

 

اولین گام در جهت پیشرفت و موفقیت در تغییر نگرش های ذهنی این است که به خود بیندیشیم. کسی که در مطالعه کردن کمی کند است، اگر باورش را نسبت به خود تغییر دهد می تواند به تمرین تندخوانی بپردازد. اگر تصویر ذهنی به شما تلقین می کند که شما از حس همکاری فوق العاده ای برخوردار هستید، ان زمان است که می توانید در کارهای گروهی موفق باشید. اما چنانچه تصویر ذهنی شما عکس این باشد، در لحظه لحظه انجام یک کار گروهی، دچار نوعی استرس و نگرانی هستید که نکند از عهده مسئولیت خویش، برنیایید و در نهایت این اتفاق می افتد.

به نظر می رسد که تصویر ذهنی هر فرد، درست مثل ترموستات عمل می کند و رفتار افراد در محدوده ی این تصاویر شکل می گیرد. مثلا فردی که طبق تصویر ذهنی از خود انتظار دارد که تنها در نیمی از اموری که انجام می دهد، موفق باشد، وقتی با اوضاعی بهتر از انچه انتظارش را داشته مواجه می شود، با خود می گوید:" باید صبر کرد و دید، زیرا هیچ وقت اوضاع نمی تواند به این خوبی پیش برود،حتما یک اتفاق بد خواهد افتاد."

به این ترتیب پرورش یک تصویر ذهنی نادرست موجب می شود که همین فرد در مواجهه با یک اتفاق بد با خود بگوید که: می دانستم که خوشی ها پایدار نیستند.

چنین فردی ممکن است هیچ گاه به این واقعیت پی نبرد که کسانی هستند که همیشه غمگین اند و در مقابل کسانی هم هستند که همیشه شادند. همه ما انسانها بر اساس تصورات ذهنی مان، تعیین کننده وضعیت زندگی مان هستیم. تمامی مطالب ذکر شده در این نوشتار به این معناست که ما تعیین کننده تصاویر ذهنی مان هستیم و این خود ما هستیم که تعیین می کنیم به چه میزان باید شاد زندگی کنیم.