اغلب اوقات در این رابطه جملات و سخنان زیادی شنیده ایم که سلامتی نعمتی بزرگ است که باید شکر آن به جا آورده شود. این بار قصد داریم به موضوع متفاوت تری اشاره کنیم. مسئله ای به نام درد...

 


  تصور کنید وقتی دستتان را با چاقو می برید و یا قسمتی از بدن شما دچار سوختگی می شود، شاید برایتان سخت باشد که در همان لحظه از احساستان صحبت کنید. اما در همین لحظات می توان به این موضوع فکر کرد که اگر احساس درد وجود نداشت، ممکن بود انگشت خود رابه طور کامل با چاقو ببرید و بعد متوجه شوید که یک انگشت شما کم شده است.

اگر احساس درد وجود نداشت ممکن بود بعد از رفتن به بیرون و در بازگشت به خانه، متوجه شوید که قسمتی از پای شما وجود ندارد، شاید لای درب آسانسور جا مانده باشد و یا لای درب ماشین.

به طور کلی می توان گفت که درد، از جنبه های مثبت و باارزش نیز، برخوردار است. درد نوعی احساس و واکنش است که به ما می گوید که چه بکنیم و چه نکنیم. درد می تواند مقدمه ای باشد برای اینکه بفهمیم چه اختلالی در جسم ما وجود دارد که باید نسبت به درمان آن اقدام کنیم.

خلقت بدن انسان به گونه ای است که دستگاه هشدار دهنده ای در درون بدن وجود دارد که به طور اتوماتیک وار، به انسان هشدار می دهد که تا چه حدودی باید غذا بخورد و یا چه زمانی بدن او نیاز دارد که به خواب و استراحت بپردازد.

به نظر می رسد سیستم وجودی انسانها تنها درباره نیازهای جسمی به هشدار دادن و پیام رسانی نمی پردازد بلکه در مورد نیازهای عاطفی هم عکس العمل هایی نشان می دهد. وقتی انسان با آسیبی عاطفی و روحی مواجه می شود، گویا پیامی هشدار دهنده از درون او به او می گوید که باید تغییر روش دهد و با نگاهی تازه به زندگی بنگرد. یا زمانی که در زندگی از کسی دلخور هستیم و به خاطر موضوعی دلشکسته شده ایم، پیامی از درون ما می گوید که دیگران را دوست بدارید همانگونه که هستند. زندگی را بپذیرد با تمام واقعیتهای تلخ و شیرینی که دارد.

هرچند برای هر فردی که دچار حادثه ای تلخ و غم انگیز می شود، وقوع حالتی از یاس و ناامیدی، طبیعی است. مهم این است که تصمیم بگیرید تا از این موقعیت چیزی بیاموزید. مهمترین نکته برای یادگیری در چنین لحظاتی این است که زندگی همواره ادامه دارد.

توجه داشته باشید که درد، انسان را به سمت تفکر و تغییر حرکت می دهد. درد موجب می شود تا در موقعیتها و زمانهای خاصی که با آن درگیر هستید، نگاهی متفاوت نسبت به همه چیز داشته باشید. اما فراموش نکنید که درد عاطفی را نباید مانند برخی از دردهای جسمانی تحمل کرد. بلکه این دردها باید درمان ومداوا شوند و در غیر این صورت، ممکن است صدمات جبران ناپذیری را به فرد وارد کنند و به تدریج موجب شوند تا عارضه ای جسمانی هم در بدن به وجود بیاید.

 تمامی انسانها در این دنیا از غم،درد،شادمانی و نشاط به طور توامان بهره مند هستند. آنچه مهم است اینکه با کدامین عینک به این مسائل نگاه کنیم

 در برخی از مواقع لازم است با خود اینطور بیندیشید که "یک مسئله خاص، نباید به شما آسیب برساند. چون من دوست ندارم از این بابت ضربه بخورم." مسلما در این موارد باید نگرش های این چنینی را تقویت کرد، چرا که آسیب ها همواره در زندگی وجود دارند.

 برخی از افراد به گونه ای زندگی می کنند که گویا در تمام روزها و لحظات عمرشان، مستحق این هستند که با آسیبهای مختلف مواجه باشند. گویا این افراد نمی توانند درک کنند که می توانند برای جلوگیری از سوختن دستشان، از آتش دوری کنند و یا در تماس با آن، احتیاط کنند تا دچار آسیب نشوند. در اغلب موارد به جای این گونه بودن، بیشتر در این تصور گرفتارند که مشکلات و آسیبها برای آنها تمامی ندارد. برای بسیاری از افرادی که اینگونه فکر می کنند، زندگی همان طوری است که برای دیگران است. تمامی انسانها در این دنیا از غم،درد،شادمانی و نشاط به طور توامان بهره مند هستند. آنچه مهم است اینکه با کدامین عینک به این مسائل نگاه کنیم.